تبليغاتX
اشک دل

اشک دل

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت ولی اهسته می گویم خدایا بی اثر باشد

حقایق شیرین

چند گاهی است که با تو اشنا شدم

و ان لحظه بود که عشق گمشده خود را یافتم

و ان دم بود که باران عشق برایم معنای دیگری پیدا کرد

شاید تو همان عشق کودکی باشی که در سبزینه خاطراتم نهفته بودی

شاید هم ان سیب سرخ

اکنون رنگین کمان هفت برایم هفتاد رنگ دارد

و شاید هم به همین سادگی از پس تاریکیها بیرون امدم

و این ارامشی بود در میان غوغا

شاید تو یکی از خاطرات شیرین

نه ان ستاره یلدا باشی

یا ان ارزوهای گمشده

تو ان عشق ابدی هستی که در خانه امید دلم جا باز کردی

میدانم که با تو میتوان نیمه تاریک یک سرنوشت را روشن دید

و تو به من فهماندی که تعبیر یک رویا در دست سرنوشت است

و ان زمان بود که دیگر سایه های تردید برایم معنا نداشت

و جای ان حقایق شیرین برایم بهترین معنا بود

و تو به من اموختی که در اینه شکسته هم میتوان نگاهی در اینه داشت

همیشه فکر میکردم که خانه عشق در دشت ارزوهاست

اما تو گفتی که بوی خوش زندگی در رویای واقعی است

و این را یقین دارم که توبرایم تولدی دیگر بودی

 

+ نوشته شده در  85/02/24ساعت 3:24  توسط مینو  | 

بیا

کاش میدانستی دنیا با همه ی وسعتش بی تو جایی

برای ماندن ندارد اشک چشمانم هر شب سراغت را

از کویر گونه هایم می گیرند ای که دیدگانم از تنهایی تو

الفبای اشک ریختن را اموخته اند و لحظه های گریانم

با کوچ تو روان گشته اند؟

چرا از کوچه دلتنگی هایم گذر نمیکنی و برای

چشمان مانده به راهم دستی تکان نمی دهی؟

بی تو قناریها خوش اواز نیستند

و اسمان چشمانم همیشه بارانی است

بی تو من درختی خشکیده در پاییزم

+ نوشته شده در  85/02/03ساعت 12:25  توسط مینو  |