عشق با تمام شکوه خود در خانه قلب مرا هم به صدا در اورد
و با خود کوله باری از مهر و محبت را به ارمغان اورد
امد و در قلبم طوفانی به پا کرد طوفانی که همراه با رنج و ریاضت بود
طوفانی که از دریای چشمان تو برخاست و بر ساحل نا امیدی من لنگر انداخت
طوفانی که افکار گسیخته ی مرا چون کشتی سرگردان بر روی
موجهای اقیانوس چشمانت متلاطم ساخت
میدانم که نا خدای این کشتی سر گردان تو هستی!!!
میدانم که سکانداری افکار پریشانم را بر عهده میگیری
و ان را به جزیره ارامش و اسایش میرسانی محبوب من ![]()
![]()
